تولوز1 (1230، 1233) ــ دانشگاه تولوز را پاپ گريگوريوس نهم (1227 ـ 1241) در 1230 با قصد قبلي تأسيس كرد، و اين از رويدادهاي ضمني مبارزه با بدعتگذاران لانگدوك و پرونس بود. پيمان نهايي ميان لوئي نهم و امير مغلوب رمون تولوزي كه در 1230، در پاريس امضا شد، رمون را مكلف ساخت تا حقوق چهارده استاد را بپردازد. فرمان ديگري كه در 1233، صادر شد درجات فارغالتحصيلان را به رسميت شناخت؛ سرانجام در 1245، اينوسان چهارم منشوري صادر كرد كه دانشگاه تولوز را از تمام مزاياي دانشگاه پاريس برخوردار ساخت. ولي عليٰرغم همهٴ اينها، دانشگاه باسرعت راه زوال پيمود. جان گارلندي كه از نخستين استادان بود، منظومهاي نوشت و در آن به بيان ايجاد و انحطاط دانشگاه پرداخت. بعدها، اين دانشگاه در مقام مدرسهٴ حقوق اهميت زيادي يافت، مخصوصاً پس از زوال مدرسهٴ حقوق مونپليه در نيمهٴ سدهٴ سيزدهم، به صورت مركز حقوقي جنوب فرانسه درآمد، همچنان كه اورلئان مركز حقوق شمال فرانسه بود.
انگلستان
آكسفورد ــ ¿ كتاب پيشين. تاريخ مدرسهٴ آكسفورد در حدود 1167، آغاز شد. قديميترين فرمان مربوط به 1214، است. سازمان دانشگاه در ابتدا از روي دانشگاه پاريس اقتباس شد.
نخستين مقررات دانشگاهي آكسفورد به 1252 مربوط است، و اينوسان چهارم در 1254، آن را تأييد كرد. دومينيكيان در 1221، در آكسفورد ظاهر شدند و فرانسيسيان در 1224؛ و تا آغاز سدهٴ چهاردهم، آنان در كنار معلمان ديني و غير ديني كار ميكردند، تا اين كه ميانشان اختلاف زيادي پديد آمد.
هيچ كدام از دانشكدههاي آكسفورد مربوط به نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم نيست، ولي ((كالج دانشگاه)) كه در حدود 1280 ايجاد شد، بخشي از شالودهٴ خود را مديون تشكيلاتي است كه ويليام دورهامي سراسقف انتخابي رُوان در 1249، به وجود آورد.
كمبريج (1209) ــ پيدايش دانشگاه كمبريج معلول يك گرفتاري دانشجويي2 بود كه در 1209، در آكسفورد رخ داد و سبب مهاجرت عدهٴ زيادي از دانشجويان شد. ولي بسياري از اين دانشجويان در 1214، به آكسفورد بازگشتند. دانشگاه تازه تا سالها فاقد اهميت ماند. در 1229، هنري سوم آن جا را براي اقامت بسياري از دانشجويان بازگشته از پاريس معين كرد. موجوديت آن در 1318، طي منشوري مورد تأييد پاپ يوحناي بيست و دوم (1316 ـ 1334)، قرار گرفت.